|
|
کتابخانههای ملی در جهان نگارنده: محمد صادقی در دنیای کنونی کتابخانههایی با کارکردهای گوناگون وجود دارد که بنا به اهداف، وظایف، جامعه استفاده کننده و... تقسیم بندی میشوند، کتابخانههای ملی، کتابخانههای دانشگاهی، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای تخصصی، کتابخانههای آموزشگاهی، کتابخانههای روستایی، کتابخانههای ویژه نابینایان و... که البته با توجه به بافت هر جامعهای این گونهها میتواند بیشتر و متنوعتر هم باشد. اما در این نوشتار کوتاه به کتابخانههای ملی نگاهی خواهم داشت. کتابخانههای ملی در جهان از قرن هفدهم میلادی به این سو شکل گرفت. برای نمونه، کتابخانه دولتی برلین که آن را کتابخانه سلطنتی و کتابخانه پروس هم مینامیدند، در سال ۱۶۶۱ میلادی تاسیس شده است. اما روند تشکیل کتابخانههای ملی در قرن هجدهم و سپس در قرن نوزدهم و بیستم به اوج خود رسید و این کتابخانهها ابتدا با بهم پیوستن و یکی شدن چند کتابخانه، ایجاد شدند. در فرانسه در اوج انقلاب، کتابخانه سلطنتی به کتابخانه ملی تبدیل شد. اکنون، کتابخانههای ملی بزرگ جهان، در چند کشور اروپایی، آمریکایی و آسیایی قرار دارند و این کتابخانهها در پایتختها و شهرهای بزرگ ایجاد شدهاند، مهمترین کتابخانههای ملی جهان عبارتند از؛ کتابخانه کنگره آمریکا در واشنگتن، کتابخانه لنین در مسکو، کتابخانه ملی فرانسه در پاریس، کتابخانه ملی آلمان در برلین، کتابخانه موزه بریتانیا در لندن، کتابخانه ملی ژاپن در توکیو و همچنین کتابخانه ملی آرژانتین در بوینوس آیرس. کتابخانه ملی هر کشوری را کتابخانه مادر آن کشور به شمار میآورند و به این ترتیب، کتابخانه ملی نشان دهنده پیشینه هر قوم و ملت است و تواناییهای فکری، فرهنگی و معنوی ملتها را آشکار میسازد. به همین خاطر، در هر کشوری یک کتابخانه ملی وجود دارد که باید معتبرترین و ارزشمندترین کتابخانه آن کشور باشد. کتابخانههای ملی در جهان به طور کلی دو هدف را پی میگیرند: ۱.گردآوری و نگهداری تمامی آثار فکری یک ملت که به صورت مکتوب، دیداری و شنیداری، الکترونیکی و... در گذشته و حال، منتشر شده و میشوند. ۲.برنامه ریزی، سیاستگذاری، هماهنگی و هدایت تمام فرایندهای کتابخانهای در سطح کشور برای گسترش خدمات کتابخانهای و اطلاع رسانی در سطح جامعه. بودجه و منابع مالی کتابخانه ملی بر عهده دولت میباشد و وظایف آن نیز به این ترتیب است: گردآوری حداقل یک نسخه از هر اثری که در داخل کشور به هر زبانی و در هر قالبی منتشر میشود، گردآوری نسخههای خطی که درباره آن کشور است چه داخلی و چه خارجی، گردآوری حداقل یک نسخه از انتشارات کشورهای دیگر که به گونهای با موضوعهای ملی، دینی و فرهنگی آن کشور همساز است و ارتباط دارد، پدیدآوردن و ارائه فهرستی از کتابها یا دیگر انتشارات که در کشور منتشر میشود و کتابشناسی ملی نام دارد، تهیه فهرستی از کتابها و دیگر انتشارات موجود در کتابخانههای کشور به صورت نوشتاری و غیرنوشتاری، تدوین استانداردهای ملی انتشاراتی، اجرای پژوهشهای لازم در زمینههای کتابداری و کتابخانههای کشور، ایجاد امکانات آموزشی برای کارکنان کتابخانهها و کتابداران حرفهای و آشنا ساختن آنها با پیشرفتهای جدید دانش کتابداری. در کشور ایران نیز هر چند در دوره ناصری و پس از آن نیز گامهایی برای تشکیل کتابخانه ملی برداشته شده بود اما کتابخانه ملی در ایران، به طور رسمی، در سال ۱۳۱۶ (و در خیابان سی تیر) تاسیس شد...و البته در قیاس با کشورهای پیشرفته و قدرتمند جهان، کتابخانه ملی ایران، کتابخانهای نوپا به شمار میآید و با آنچه باید باشد فاصله زیادی دارد. هرچند این سخن را زیاد شنیدهایم و از شنیدنش بارها آه کشیدهایم اما با توجه به آمار ناخوشایند مطالعه، کتابخوانی و شمارگان (تیراژ) کتاب در ایران، داشتن بزرگترین کتابخانه ملی (از لحاظ مساحت ساختمان و تعداد عنوان کتاب) به تنهایی دردی را از ما دوا نمیکند، زیرا ما قبل از هر چیز باید به راهکارهایی موثر برای ترویج کتابخوانی و عادت به مطالعه در ایران بیندیشیم. از راههای عملی برای گسترش فرهنگ کتابخوانی در ایران میتوان به؛ توسعه کمی و کیفی کتابخانهها (بویژه کتابخانههایی که به طور گسترده با جامعه در ارتباط هستند مانند کتابخانههای عمومی و آموزشگاهی) با توجه به اینکه ایران از جمعیت جوان برخوردار است اشاره کرد. همچنین، ترویج و گسترش کتابخوانی و مطالعه بوسیله رادیو و تلویزیون، برگزاری نمایشگاهها، هفتههای کتاب، ارائه جایزه به پدیدآورندگان، نقاشان و دیگر افرادی که در تولید کتاب نقشی بر عهده دارند، ایجاد باشگاههای کتاب و مسابقه کتابخوانی، توجه خانوادهها به کتابخوانی و مطالعه، کمکهای مالی به صنعت تولید کتاب به صورتی که به کاستن از قیمت کتاب و ارزان شدن آن بینجامد و... هم راههایی هستند که اگر جدی گرفته شوند و ارادهای برای انجام آنها بوجود بیاید، میتوانند جامعه ما را در درازمدت به وضعیت مطلوبی برسانند. در آخر این نکته را هم به خاطر داشته باشیم، جامعهای که آمار مطالعه و کتابخوانی در آن، در سطح مطلوب و قابل قبولی نباشد را نمیتوان جامعهای پویا، زنده و شاداب برشمرد. |